وب نوشت های من

آرشام پارسی – فعال حقوق دگرباشان

بایگانیِ ژوئیه, 2009

یک چالش

تعداد پناهجویان دگرباشی که در ماه گذشته درخواست پناهندگی کرده اند، نسبت به شش ماه گذشته بیشترین آمار را داشته است. بدیهی است که تعداد زیادی از پناهجویان به دلیل حوادث پس از انتخابات بیست و دوم خرداد از کشور خارج شده اند. دگرباشان ایرانی هم همانند دیگر اقشار جامعه اعتراض کردند، دستگیر و حتا شکنجه شدند. گزارش ها و تصاویری که از بدن های کبود شده شان برای سازمان ارسال شده نشان گر آن است که جامعه ی دگرباش ایرانی در جایگاه خود قرار گرفته است. جایگاهی که ترس باعث خالی ماندن آن در سال های گذشته شده بود و در آینده در مورد آن بیشتر خواهیم گفت.
اما نگرانی ای که در این میان موجود است و بایستی آن را مورد توجه خاص قرار داد قوانین پناهنده پذیری است. به استناد این قوانین بین المللی به طور اختصاصی پناهجوی دگرباش کسی است که به دلیل محدودیت ها، فشارها و مهم تر از همه ترس موجه از عدم امنیت شخصی به دلیل گرایش جنسی فرد، از کشور خود فرار کرده و درخواست پناهندگی می دهد. به عبارت دیگر تنها گرایش جنسی فرد دلیل پذیرفته شدن آن به عنوان پناهنده نیست و باید به دلیل گرایش جنسی اش با مشکلاتی مواجه شده که ناچار به خروج از کشور و درخواست پناهندگی گردیده است. سوال اینجاست که همجنسگرایانی که خود مشکلات خاصی به دلیل گرایش جنسی شان داشته اند و در این اعتراضات شرکت کرده، دستگیر یا شکنجه شده اند و در نهایت درخواست پناهندگی داده اند چه شرایطی خواهند داشت؟ آنها به دلیل مشکلات موجود پس از انتخابات ناچار به خروج از ایران شده اند و همجنسگرایی شان جزئی از مشکلاتشان بوده است. دلیل عمده ی خروج آنها فشارهای موجود بوده است نه گرایش جنسی شان و این چالشی را پیش می آورد که نگران کننده است.
نباید فراموش کنیم که ما همجنسگرایان در ایران به دلیل گرایش جنسی مان تحت خطر مجازات هستیم و چنانچه به هر دلیلی دستگیر شویم و گرایش جنسی مان مشخص شود حتمن مورد تبعیضات و مشکلات جدی قرار خواهیم گرفت.

Advertisements

آیا دوست داشتن تنها یک احساس است؟

آیا دوست داشتن تنها یک احساس است یا چیز دیگری که نمی توانیم آن را تعریف کنیم؟ واقعن چرا نمی شود کلمه های مناسبی پیدا کرد تا عنوان هایی مثل دوست داشتن و یا عشق را با آن تعریف کرد. اکثر تعاریفی که وجود دارد با حقیقتی که در زندگی مان اتفاق می افتند همیشه مطابقت ندارد.

چند سوال دارم که مایل هستم نظرات دوستان را بدانم. می توانید کامنت بگذارید و اگر راحت نیستید می توانید برایم ایمیل بزنید.

1- آیا عاشق شدن باید  پیرو گذر یک دوره ی زمانی مشخص باشد؟

2- آیا عشق و دوستی باید مهار شود و اگر پاسخ مثبت است برای چه هدفی و به چه صورتی باید این کار انجام شود و چنانچه پاسخ منفی است چه سرانجامی خواهد داشت.

3- چطور می شود در رابطه ی دوستانه و گاه عاشقانه خوشحال و خوشحال تر بود؟

اطلاعات بیشتر در مورد پناهجویان دگرباش در ترکیه

پیرو اطلاعاتی که در هفته ی گذشته در ارتباط با وضعیت پناهجویان در ترکیه دریافت شده است و همچنین قسمت هایی از آن را در این وبلاگ نوشتم باید اضافه کنم که بر اساس اعلام سفارت کانادا در ترکیه پرونده ی چهار نفر از افرادی که در سال 2006-2007 وارد ترکیه شده اند در اوایل سال 2010 به اجرا در خواهد آمد و از آنها دعوت می شود برای مصاحبه ی مهاجرتی به سفارت مراجعه کنند. و افرادی که در 2007 و یا 2008 قبولی خود را دریافت کرده اند به ترتیب بعد از آنها در پروسه ی جایگزینی قرار خواهند گرفت. لطفا چنانچه در ترکیه هستید و پرونده ی شما به کانادا ارجاع شده است با ایمیل info@irqr.net تماس بگیرید تا اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار دهیم که چه کارهایی باید برای تسریع پرونده انجام داد.

صبر

انتظار
برای لحظه هایی که باید بیایند و
نشسته ام برایش
روزها را می شمارم ساعت ها را هم،
گاهی ثانیه ها.
خاطره ی
آن تلفن عمومی
سر چهار راهی در آن طرف دنیا
و سرفه های پیاپی من
در بالکن طبقه ی دوازدهمی در این طرف،
بوی خوب عطر نیمه تمام ام،
بستنی های رنگارنگ فروشگاه آلمر،
کیک شکلاتی خیابان سیواس بالا،
انتظارهای کهنه
روزهای شلوغ تنهایی
شب های طولانی و سرد
و تخت خوابی که همین جاست و
خالی بود.

انتظار و باز انتظار و باز هم انتظار
برای با او/من بودن
و در کنارش بودن

آرشام پارسی
دهم جولای دو هزار و نه

بدون شرح!

021

پروسه ی پناهجویی در ترکیه

دوستان زیادی تماس می گیرند و در باره ی روند پناهندگی در ترکیه سوال می کنند. باید به اطلاع برسانم که در نتیجه ی تماس هایی که با دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا و همچنین سفارت های پناهنده پذیر انجام شده است روند پناهندگی حداقل دو سال ارزیابی می شود و حتی ممکن است در برخی موارد حدود یک سال دیگر نیز زمان برای اتمام روند پناهندگی نیاز باشد.
با توجه به حجم عمده ی درخواست های پناهندگی و افزایش آن در ماه های گذشته در دفتر آنکارا و تعداد ثابت کارمندان و افسران قانونی این تاخیر در روند پرونده ها پیش بینی شده است. همچنین تعداد زیادی از پناهجویانی که قبول شده اند و پرونده شان به کشورهای مختلف ارسال شده است نیز ممکن است با تاخیرهایی رو به رو شوند.
در مورد پناهجویان دگرباش باید گفت که سازمان دگرباشان ایرانی IRQR با همکاری و پیگیری هایش با مقامات دولتی کانادا و امریکا سعی کرده است که پرونده های آنها را تسریع بخشد. در این راستا نامه ای از پارلمان کانادا مورخ بیست و نهم ژوئن دو هزار و نه دریافت شده است که نشان می دهد اسامی دوازده نفر از افرادی که پرونده هایشان به سفارت کانادا ارسال شده بود از طریق نمایندگان پارلمان به سفارت کانادا در آنکارا ارسال شده است که نسبت به انجام سریع روند مهاجرتی آنها اقدام شود.
همچنین در ارتباط با دگرباشانی که پرونده ی آنها به امریکا ارسال شده است باید گفت که طی خبرهایی که از سازمان های مربوطه دریافت شده است سعی خواهند کرد در شش ماه آینده تمام پرونده ها را به اتمام برسانند.
دوستان عزیزی که به تازگی وارد ترکیه شده اند نیز باید بدانند که در حال حاضر باید با صبر و شکیبایی منتظر انجام روند قانونی خود باشند. خبرهای تکمیلی در رابطه با ترکیه متعاقبن اعلام خواهد شد.

به بهانه ی دست نوشته های یک همجنسگرای/ایرانی/مسلمان

اواسط ماه می بود که نامه ای برای یکی از دوستان فرستادم. بعد از مدت تقریبا زیادی پاسخی بر روی وبلاگش در اینجا گذاشت. و من آن را بر روی وبلاگ پسر دیدم. چند روز بعد هم همین متن را به صورت ایمیل دریافت کردم و وقت پاسخ دادن نشد تا امروز که به ایمیل های عقب مانده رسیدگی می کنم.

این دوست عزیز مدت ها پیش مثل دیگر دوستان با من تماس گرفت و در ارتباط بودیم. از او دعوت کردم که در کارهای نشریه به ما کمک کند و پذیرفت. با هم همچنان درارتباط بودیم و تا جایی که به خاطر می آورم چند مطلب هم برای ما ارسال کرد و در چراغ منتشر شد. پس از آن برای ماه ها از او بی خبر بودم.

مدتی پیش مطلبی از او دیدم در یکی از شماره های نشریه ای که نام چراغ را یدک می کشد و وجاهت قانونی ندارد و از ثمره ی دست و تلاش من و هزاران همجنسگرای ایرانی که در طول چندین سال گذشته به ایمنجا رسیده است، استفاده که نه بلکه سو استفاده می کند.

نوشته ی او پاسخی ندارد چون سوالی مطرح نشده است و فقط به بهانه ی آن در اینجا توضیحاتی ارائه می کنم.

1- نشریه ی چراغ را من، آرشام پارسی، در فروردین ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار تاسیس کردم و از آن روز مدیر مسئول نشریه بودم و هزاران دگرباش ایرانی با کمک، همیاری و همکاری یکدیگر آن را رشد و ارتقا دادند. و به دلیل سوء استفاده ی عده ای از اعتبار جامعه ی دگرباشان که با سختی و هزینه های زیاد بنا گذاشته شده بود نشریه ای به نام چراغ منتشر کردند و ادعاهایی واهی داشته اند. برای حفظ ارزش ها و احترام به تمام کسانی که تلاش کرده اند و در جهت جلوگیری از هر گونه سو استفاده ی بیشتر نشریه ی چراغ را بعد از چهل و شش شماره و چندین ضمیمه در نوامبر دو هزار و هشت تعطیل کردم و ندا نشریه دگرباشان ایرانی از آن پس منتشر شد. هنوز آدرس نشریه ی چراغ http://www.cheraq.net می باشد و آرشیو چراغ و ندا در آنجا قابل دسترس است.

2- سازمان همجنسگرایان ایرانی (Persian Gay and Lesbian Organization – PGLO) را در سال دو هزار و چهار تاسیس کردم و پس از ورود به کانادا در سال دو هزار و شش آن را به سازمان دگرباشان جنسی ایرانی (IRanian Queer Organization – IRQO) تغییر نام دادم. افراد زیادی در این سازمان هال آمدند و رفتند و به سهم خود تلاش کردند. اما همان عده ی سودجو در سپتامبر دو هزار و هشت زمانی که من در امریکا بودم،؛ از غیبت من بهره جستند و سازمان را به نام خودشان به ثبت رساندند و توهین ها و افتراهایی را به من نسبت دادند که تا به حال هیچ کدام از آنها را نتوانسته اند اثبات کنند و بر همه واضح و مبرهن شده است که برای به دست آوردن قدرت اتهامات مالی و اخلاقی ساده ترین راه آنها بوده است اما مدرکی دال بر اثبات آن ندارند و تا کنون وکیل قانونی من پیگیر این مساله می باشد و از آنها خواسته است که چنانچه هر مورد خلافی دارند گزارش دهند اما آنها از پیگیری کردن خود عقب کشیده اند و حدود هشت ماه است که از ارائه ی مدارک ادعا شده شان خودداری می کنند. به قول یکی از روزنامه نگاران با سابقه آنها کودتایی می خواستند بکنند که انجام دادند و نیازی نمی بینند که پیگیری کنند چون هدف آنها قدرت و کسب شهرت بوده است.

3- باز هم برای جلوگیری از هرگونه شک و سوء ظن سازمان جدید را به ثبت رساندم و از آن پس فعالیت های خودم را زیر نظر هیت مدیره ای که تمام اعضای آن کانادایی هستند و اثری از حرص و طمع و قدرت خواهی ایرانیان در آنها نیست و خوشبختانه از اکتبر دو هزار و هشت تا کنون شاهد رشد و ارتقای چشمگیر سازمان نیز بوده ایم. سازمان دگرباشان ایرانی (IRanian Queer Railroad) به سرعت به همگان معرفی شد و در هفته ی اول شروع کار حدود هفده مقاله و مصاحبه در روزنامه ها و رسانه های جهانی در رابطه با این سازمان جدید منتشر شد. در پاسخ به یکی از روزنامه ها گفتم: من آرشام پارسی هستم و هر جای دنیا که باشم آرشام پارسی بوده و باقی خواهم ماند و تاریخ تحریف نخواهد شد. همه می دانند که از سال دو هزار و یک تا کنون چه فعالیت هایی انجام داده ام و نتیجه ی آنها قابل دسترس است. و امروز باز خوشحال هستم که در طول سال های گذشته توانسته ام با فعالیت های شبانه روزی ای که می کنم به هدفم روز به روز نزدیک تر شوم و حقوق دگرباشان ایرانی و موجودیت آنها روز به روز پر رنگتر و قابل احترام تر شود. در این راه همه ی دوستان دگرباش به سهم خود نقش اساسی ای داشته و خواهند داشت و همه می دانیم که سودجویان دیر یا زود دستشان رو می شود و همگان خواهند فهمید که چه چیزهایی اتفاق افتاده است.

4- شاید عده ای بتوانند برای چند صباحی هم که شده از ام و اعتبار دیگران بهره بجویند اما در همین چند صباح باقی خواهد ماند و خوشحال هستم حداقل نام و تلاش هایم باعث شده است که عده ای که هیچ چیز ندارند از آن استفاده کنند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. اشکالی ندارد لابد نه توان و نه اعتماد به نفس اش را دارند که خودشان حرف خودشان را بزنند و به وجود من و همه ی دگرباشانی که در طول سال های گذشته تلاش کرده اند نیاز دارند تا دیده شوند.

این پست از روی عصبانیت و غرور به معنای بد نوشته نشده است. این پست از روی احترام به جامعه ی دگرباشان و غرور برای آنچه که تا به امروز توانسته اند انجام دهند و تفییر و تابوشکنی ای که انجام داده اند نوشته شده است تا حداقل خودمان بدانیم که چه توانایی هایی داریم. در آینده توضیحات بیشتری خواهم داد.

آرشام پارسی

چهارم جولای دو هزار و نه