وب نوشت های من

آرشام پارسی – فعال حقوق دگرباشان

به بهانه ی دست نوشته های یک همجنسگرای/ایرانی/مسلمان

اواسط ماه می بود که نامه ای برای یکی از دوستان فرستادم. بعد از مدت تقریبا زیادی پاسخی بر روی وبلاگش در اینجا گذاشت. و من آن را بر روی وبلاگ پسر دیدم. چند روز بعد هم همین متن را به صورت ایمیل دریافت کردم و وقت پاسخ دادن نشد تا امروز که به ایمیل های عقب مانده رسیدگی می کنم.

این دوست عزیز مدت ها پیش مثل دیگر دوستان با من تماس گرفت و در ارتباط بودیم. از او دعوت کردم که در کارهای نشریه به ما کمک کند و پذیرفت. با هم همچنان درارتباط بودیم و تا جایی که به خاطر می آورم چند مطلب هم برای ما ارسال کرد و در چراغ منتشر شد. پس از آن برای ماه ها از او بی خبر بودم.

مدتی پیش مطلبی از او دیدم در یکی از شماره های نشریه ای که نام چراغ را یدک می کشد و وجاهت قانونی ندارد و از ثمره ی دست و تلاش من و هزاران همجنسگرای ایرانی که در طول چندین سال گذشته به ایمنجا رسیده است، استفاده که نه بلکه سو استفاده می کند.

نوشته ی او پاسخی ندارد چون سوالی مطرح نشده است و فقط به بهانه ی آن در اینجا توضیحاتی ارائه می کنم.

1- نشریه ی چراغ را من، آرشام پارسی، در فروردین ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار تاسیس کردم و از آن روز مدیر مسئول نشریه بودم و هزاران دگرباش ایرانی با کمک، همیاری و همکاری یکدیگر آن را رشد و ارتقا دادند. و به دلیل سوء استفاده ی عده ای از اعتبار جامعه ی دگرباشان که با سختی و هزینه های زیاد بنا گذاشته شده بود نشریه ای به نام چراغ منتشر کردند و ادعاهایی واهی داشته اند. برای حفظ ارزش ها و احترام به تمام کسانی که تلاش کرده اند و در جهت جلوگیری از هر گونه سو استفاده ی بیشتر نشریه ی چراغ را بعد از چهل و شش شماره و چندین ضمیمه در نوامبر دو هزار و هشت تعطیل کردم و ندا نشریه دگرباشان ایرانی از آن پس منتشر شد. هنوز آدرس نشریه ی چراغ http://www.cheraq.net می باشد و آرشیو چراغ و ندا در آنجا قابل دسترس است.

2- سازمان همجنسگرایان ایرانی (Persian Gay and Lesbian Organization – PGLO) را در سال دو هزار و چهار تاسیس کردم و پس از ورود به کانادا در سال دو هزار و شش آن را به سازمان دگرباشان جنسی ایرانی (IRanian Queer Organization – IRQO) تغییر نام دادم. افراد زیادی در این سازمان هال آمدند و رفتند و به سهم خود تلاش کردند. اما همان عده ی سودجو در سپتامبر دو هزار و هشت زمانی که من در امریکا بودم،؛ از غیبت من بهره جستند و سازمان را به نام خودشان به ثبت رساندند و توهین ها و افتراهایی را به من نسبت دادند که تا به حال هیچ کدام از آنها را نتوانسته اند اثبات کنند و بر همه واضح و مبرهن شده است که برای به دست آوردن قدرت اتهامات مالی و اخلاقی ساده ترین راه آنها بوده است اما مدرکی دال بر اثبات آن ندارند و تا کنون وکیل قانونی من پیگیر این مساله می باشد و از آنها خواسته است که چنانچه هر مورد خلافی دارند گزارش دهند اما آنها از پیگیری کردن خود عقب کشیده اند و حدود هشت ماه است که از ارائه ی مدارک ادعا شده شان خودداری می کنند. به قول یکی از روزنامه نگاران با سابقه آنها کودتایی می خواستند بکنند که انجام دادند و نیازی نمی بینند که پیگیری کنند چون هدف آنها قدرت و کسب شهرت بوده است.

3- باز هم برای جلوگیری از هرگونه شک و سوء ظن سازمان جدید را به ثبت رساندم و از آن پس فعالیت های خودم را زیر نظر هیت مدیره ای که تمام اعضای آن کانادایی هستند و اثری از حرص و طمع و قدرت خواهی ایرانیان در آنها نیست و خوشبختانه از اکتبر دو هزار و هشت تا کنون شاهد رشد و ارتقای چشمگیر سازمان نیز بوده ایم. سازمان دگرباشان ایرانی (IRanian Queer Railroad) به سرعت به همگان معرفی شد و در هفته ی اول شروع کار حدود هفده مقاله و مصاحبه در روزنامه ها و رسانه های جهانی در رابطه با این سازمان جدید منتشر شد. در پاسخ به یکی از روزنامه ها گفتم: من آرشام پارسی هستم و هر جای دنیا که باشم آرشام پارسی بوده و باقی خواهم ماند و تاریخ تحریف نخواهد شد. همه می دانند که از سال دو هزار و یک تا کنون چه فعالیت هایی انجام داده ام و نتیجه ی آنها قابل دسترس است. و امروز باز خوشحال هستم که در طول سال های گذشته توانسته ام با فعالیت های شبانه روزی ای که می کنم به هدفم روز به روز نزدیک تر شوم و حقوق دگرباشان ایرانی و موجودیت آنها روز به روز پر رنگتر و قابل احترام تر شود. در این راه همه ی دوستان دگرباش به سهم خود نقش اساسی ای داشته و خواهند داشت و همه می دانیم که سودجویان دیر یا زود دستشان رو می شود و همگان خواهند فهمید که چه چیزهایی اتفاق افتاده است.

4- شاید عده ای بتوانند برای چند صباحی هم که شده از ام و اعتبار دیگران بهره بجویند اما در همین چند صباح باقی خواهد ماند و خوشحال هستم حداقل نام و تلاش هایم باعث شده است که عده ای که هیچ چیز ندارند از آن استفاده کنند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. اشکالی ندارد لابد نه توان و نه اعتماد به نفس اش را دارند که خودشان حرف خودشان را بزنند و به وجود من و همه ی دگرباشانی که در طول سال های گذشته تلاش کرده اند نیاز دارند تا دیده شوند.

این پست از روی عصبانیت و غرور به معنای بد نوشته نشده است. این پست از روی احترام به جامعه ی دگرباشان و غرور برای آنچه که تا به امروز توانسته اند انجام دهند و تفییر و تابوشکنی ای که انجام داده اند نوشته شده است تا حداقل خودمان بدانیم که چه توانایی هایی داریم. در آینده توضیحات بیشتری خواهم داد.

آرشام پارسی

چهارم جولای دو هزار و نه

Advertisements

2 دیدگاه»

  صفحات خالی wrote @

بي خيال بابا. بعضي از اتفاقت مي افته كه ما در مقابل آنها عاجزيم. تو نمي توني در برابر اينكه حالا يك عدهء ديگه دارن مجله اي به اسم چراغ را مي گردونن يا سازمان ديگه اي دارن كاري بكني. اونها هم نتونستن در برابر مجله و سازمان تو كاري بكنن. به قول معروف موسي به دين خود رفته و عيسي به دين خود. يك عده هم جاهاي ديگه سازماهاي همجنسگرائي ايراني ديگه دارن. به نظرمن اگر مي تونيد به هم كمك يا با هم همكاري كنيد كه هيچ، وگرنه كاري به كار هم نداشته باشيد و هركس كار خودش را بكنه. البته اين نظر منه و فقط يك نظر شخصيه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: