وب نوشت های من

آرشام پارسی – فعال حقوق دگرباشان

یک سال از رفتن آترین می گذرد

آترین (سایه) دگرجنسگونه ی ایرانی یک سال پیش در تورنتو خودکشی کرد و از میان ما رفت.
دقیقن به خاطر دارم که چند روز قبل از خروج من از ترکیه به سمت کانادا شبی با دوستان در یکی از رستوران ها جمع شده بودیم و به اصطلاح میهمانی خداحافظی مان بود. تلفنم زنگ خورد. فردی با صدای لرزان پرسید که آقای پارسی؟ گفتم جانم خودم هستم. در کمال تعجب پرسید چطور باور کنم خودتان هستید؟ نمی دانستم چطور جواب این سوال را بدهم و بعد از کمی مکث گفتم نمی دانم شاید بتوانی اعتماد کنی. گفت حرف های مهمی است که نمی توانم تلفنی و راحت صحبت کنم فقط باید بگویم که مشکلات زیادی دارم و باید از ایران خارج شوم. می خواستم ببینم کمکم می کنید؟

آترین بود. شجاعتش را تحسین کردم وقتی گفت با چندین شبکه ی تلویزیونی در رابطه با شرایط دگرجنسگونگان همکاری کرده است و همچنین در چند فیلم مستند هم حضور داشته است. این شروع ارتباط ما بود. من به کانادا آمدم و آترین به ترکیه. او با دوستان من در ترکیه آشنا شد و زندگی جدید و سخت پناهجویی اش را شروع کرد. در یکی از سفرهایم به ترکیه موفق شدم برای اولین بار او را از نزدیک ببینم و مصاحبه ای نیز با او انجام دادم که آن را در شماره ی بیست و هشتم چراغ چاپ کرده ام. چون عید نوروز بود بهانه ای شد تا به اصطلاح برای دید و بازدید عید به خانه اش در ترکیه بروم و آنجا بود که چند ساعتی مشغول صحبت شدیم. عکس هایش، مدارک پزشکی، مدارک دادگاهی، و هزاران مدارک دیگری که باعث شده بود تحمل این فشارها برایش طاقت فرسا شده و از کشور خارج شود. چند کپی از فیلم هایی که در آنها شرکت کرده بود را نیز به من داد و دیگر او را ندیدم تا وقتی به کانادا آمد.
در مدت یک سالی نیز که در تورنتو زندگی کرد بارها همدیگر را ملاقات کردیم. شاید هفته ای یک باز به خانه ی ما می آمد و شام را با هم می خوردیم. تقریبن مشکلاتش با خانواده اش برطرف شده بود و دلیل عمده ی آن را اینطور می گفت: «اگر می خواهی عزیز شوی، دور شو». آخرین باری که او را دیدم چند روز قبل از خودکشی اش بود. حال روحی خوبی نداشت و وقتی ازش پرسیدم که چطور هستی گفت : «مست» خداحافظی کرد و رفت. چند روز بعد یکی از دوستان نزدیکش به من تلفن کرد که آترین خودکشی کرده است و برو ببین چه کار می توانی بکنی. وقتی به خانه شان رفتم مسئولین آنجا با دیدن من شوکه شدند و جدود نیم ساعت منتظر ماندم تا بیایند و بگویند که چه شده است. در آن نیم ساعت جلسه ای گرفته بودند که چه توضیحاتی می توانند به من بدهند. قضیه خیلی مشکوک شد چون نه گذاشتند که اتاقش را ببینیم و نه گفتند که چطور خودکشی کرده است و هیچ سوالی را پاسخ نمی دادند و تنها دلیل عدم پاسخگویی شان را امضای قرارداد خانه ای اعلام می کردند که به آنها اجازهداده نشده بود مشخصات او را به دیگران بدهند.

به ناچار من با خانواده اش تماس گرفتم و این خبر بد را از طریق پسرخاله اش به آنها دادم. پدر و برادرش می خواستند که علت خودکشی او مشخص شود و از من خواستند تا این مورد را پیگیری کنم. از طرفی در همان روز وکیل مسئولین خانه ای که آترین در آنجا زندگی می کرد با من تماس گرفت و گفت که من هیچ اجازه ای ندارم که در مورد جزئیات مسئله ی آترین با رسانه ها صحبت کنم. خانواده ی آترین می خواستند که جسد او را به ایران بازگردانند اما ناچار بودند حدود ده هزار و پانصد دلار هزینه ی این کار را بپردازند که برایشان غیر ممکن بود. به ناچار مراسم خاکسپاری آترین در تورنتو انجام شد و یک سال از این موضوع می گذرد و هنوز دلیل اصلی و یا حتی نحوه ی خودکشی او مشخص نشده است.

تنها کاری که توانستیم انجام دهیم این بود که از اداره ی پلیس استعلام کنیم که اطلاعاتی را در اختیار ما قرار دهد تا به خانواده اش ارسال کنیم که موافقت شده است.

امیدواریم که آترین در آرامش باشد

147

آترین در میهمانی نوروزی من و چند ماه قبل از خودکشی اش

Advertisements

3 دیدگاه»

  كسري بختياري wrote @

خدا رحمتش كنه. چقدر هم جذاب بوده. باورم نمي شه كه چنين انسان جذابي از دنيا رفته باشه.
از اون شيرين خانم هم كه براي من خبر نياوردي.

  hamlet wrote @

یعنی بعد از این همه جنگیدن تسلیم شده؟…. چرا؟
کاش آدم بدونه کی…….
خیلی چیزا نوشتم ولی پاک کردم.. گفتنشون نه سادست و نه اصلا ضروری… حس بدی دارم….. کاش آدم بدونه کی میبازه.
من چرا اینقدر آرومم؟…….. نمیدونم از شرایط ه یا روحیه یا شخصیت.

  chika wrote @

khob, mamolan afradi be man pm mizanand ke jozve adam va on ham adame dorost hesabi, hesab mishan, na mesle in shaks ke nemitavan adam hesabesh kard,.; yek moshkele ou in ast ke say dar dasteh bandiye adamha be 2 moze’eh movafegh va mokhalefe yek mozoo darad, in ke migooyam «mozoo» tasavir befarmaeed mesle yek magholeye hoghughi va ensani (ke jalab ast injor adamha dam az in mozooat ham mzianeh) ama za’efe shakhsiyat va natavanie zehnie chenin adamhai dar injast ke shakhsi az in type khodesh ham be dorosti nemidoneh aya movafegh ya mokhalefe kodom yek az tarfeyn hast va chera??

be har hal, khoda amvate hameh ra biamorzad ba geramidashte yade atrian) va hamchenin modakhele va mozahmathayie Aghyar ro ham dar zendegye digaran, gaht’e konad.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: