وب نوشت های من

آرشام پارسی – فعال حقوق دگرباشان

پیام های نفرت انگیز

پیام های نفرت انگیز یا همان Hate Messages یکی از پیام هایی است که به صورت روزمره چه از طریق ایمیل و یا فیس بوک و … دریافت می کنم. البته باید بگویم که به حدی نیست که آن را بتوان جدی تصور کرد. مثلا از بین روزانه صد ایمیل و پیامی که در سایت های مختلف دریافت می کنم یک مورد از اینگونه پیام ها وجود دارد که حدس می زنم تعداد آن افراد هم بسیار محدود باشد و فقط تعداد ادرس های ایمیل متعلق به این اشخاص زیاد است و هر بار با یک آدرس تماس می گیرند. یکی ازآنها دیروز در فیس بوک برایم نوشت بچه کونی. برایش یک کلمه جواب دادم: بله؟ در پاسخ نوشت: معذرت می خوام.

چند روز پیش که با دیجیتال ژورنال مصاحبه داشتم و آن را منتشر کردند طبق معمول حجم ایمیل ها هم برای چند روز چند برابر شد. حسابی مریض بودم و صدایم در نمی آمد. سرفه های شدیدی داشتم و بعد از دو روز تبم قطع شده بود. تلفنم زنگ خورد. شماره اش نیفتاده بود. تصمیم گرفتم جواب ندهم چون نمی توانستم حرف زنم و حال خوبی نداشتم. اما گفتم شاید مادرم از ایران باشد. گوشی را که برداشتم با شنیدن اولین کلمه فهمیدم که طرف مقابل کیست. یک دوست قدیمی بود که از چند سال پیش تا به حال بعد از هر مصاحبه ی من به من تلفن می کرد و هر چه داد و بیداد و فحش که بلد بود به من می گفت. اسمش را نمی دانستم و هیچ اطلاعی از او نداشتم که کیست و کجاست فقط پلیس گفته بود که تورنتو است. چندین بار بعد از تلفن ها و تهدیدهایش که جالب ترین آن «سرت را می برم و روی سینه ات می گذارم» بود، به پلیس تلفن می کردم و چند افسر پلیس می آمدند و گزارش تهیه می کردند. اما بعد از مدتی دیگر به پلیس هم تماس نمی گرفتم. عادت کرده بودم.
چهل و چهار دقیقه صحبت کردیم البته بیشتر من به فحش هایش گوش می دادم و هر از چند دقیقه یک بار می گفتم آقای محترم لطفا داد نزنید، من خیلی محترمانه دارم به حرف های شما گوش می کنم و شما هم اعتراض تان را محترمانه بیان کنید.
عادت ندارم تلفن را روی کسی قطع کنم و همیشه به قول یکی از دوستانم سرم درد می کند تا این افراد مخالف را قانع کنم و معمولا هم موفق هستم. این دوست عزیز معترض داد و بیداد کن ما این بار می گفت که می خواهد علیه من در دادگاه شکایت کند چون من تلاش می کنم تا وجهه ی جمهوری اسلامی را خراب کنم و تمام حرف های من در مورد مشکلات همجنسگرایان دروغ است و باید در دادگاه حرف هایم را اثبات کنم. در پاسخ گفتم که بی صبرانه منتظر هستم قاضی را ببینم و امیدوارم شما هم بتوانید اثبات کنید که حرف های من دروغ است.
در ادامه گفت که یک مشت سفید پوست و اسرائیلی برای تو کف می زنند و فکر می کنی کسی هستی و از این قبیل حرف های کلیشه ای که در پاسخ گفتم هیچ فکر خاصی نمی کنم و کسی نیستم جز آرشام پارسی. نه از کف زدن کسی خوشحال می شوم نه از فحش دادن کسی ناراحت. فقط کاری انجام می دهم که فکر می کنم درست است. خلاصه بحث طولانی ای بود. بعد از حدود سی دقیقه صدایش آرام شد و دیگر مثل قبل داد نمی زد. از جمهوری اسلای هم دفاع نمی کرد و می گفت تلاش های زیادی کرده اند تا جلو بمباران امریکا به ایران را بگیرند و من بر خلاف آنها تلاش می کنم که امریکا به ایران حمله کند. خندیدم و برایم جالب ود چطور مردم همه ی موضوعات را با هم قاطی می کنند و آن چیزی که خودشان دوست دارند را به عنوان نتیجه بیرون می کشند و محکم بر سر آن نتیجه و ادعا هم ایستاده و پافشاری می کنند.
می گفت که تو از امریکا و اسرائیل پول های کلان می گیری تا این حرف ها را بزنی. گفتم آیا می توانی حرفت را اثبات کنی؟ گفت مسلم هست که پول می گیری مگر احمق هستی مجانی این کارها را انجام دهی! گفتم اگر روزی برایت ثابت شد که احمق بودم و مجانی همه ی این کارها را انجام دادم و از امریکا و اسرائیل و چین و روسیه و … هم هیچ پولی نگرفتم حاضر هستی باز تلفن کنی و معذرت خواهی کنی؟ کمی مکث کرد و گفت بله معذرت خواهی می کنم. گفتم پس منتظر تلفنت هستم اما لازم نیست معذرت خواهی کنی و فقط بگو فهمیدم، همین کافیست.
خندید و گفت تو دیگه کی هستی!
خداحافظی کردیم و گفت از تو خوشم آمد و دوست دارم روزی دعوتت کنم تا با هم یک کافی بخوریم. قبول می کنی؟ گفتم تو هر وقت با شماره تلفن خودت تماس گرفتی و اسمت رو هم گفتی و دعوت کردی آره میام.

مردم خیلی جالب هستند. هر چه بیشتر با آنها حرف می زنم بیشتر جذابیت هایشان را حس می کنم. برایم خیلی جالب است که برای اثبات عقیده و گرفتن حق خود حاضر می شوند به راحتی دیگران را خراب کنند، اتهام بزنند و ساده ترین آن اتهامات مالی است. به این دوست عزیزمان گفتم اتهامات مالی از مد افتاده. یک راه جدید تر پیدا کنی هم بد نیست.

Advertisements

3 دیدگاه»

[…] آرشام پارسی: پیام های نفرت انگیز لینک به منبع […]

  احتياط wrote @

به نظر من احتياط كن. انسانهاي بيمار زياد پيدا مي شوند. از كجا معلوم تصميم نداشته باشد تو را به قهوه دعوت كند و بعد با چاقو بهت حمله كند؟

  arshamparsi2001 wrote @

مرسی. مطمئنان احتیاط می کنم. ممنونم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: