وب نوشت های من

آرشام پارسی – فعال حقوق دگرباشان

بایگانیِ دسامبر, 2009

شماره ی سیزدهم نشریه ی ندا منتشر شد

سیزدهمین شماره ی ندا منتشر شد. یک سال از انتشار ندا گذشت و از این پس فرخ عزیز سردبیر ندا می باشد. در این شماره مطالب جالبی از دوستان عزیز دگرباش منتشر شده است.
ندا را می توانید در این آدرس بخوانید و یا اینکه فایل مایکروسافت ورد و یا پی دی اف آن را دانلود کنید:
http://www.nedamagazine.net

صفحه ی هجدهم دفترچه ام

امروز وارد آلمان شدم. با یک پرواز بسیار شلوغ و به اصطلاح بی در و پی کر لوفتانزا به فرانکفورت آمدم و از آنجا با یک ترن خیلی خوب و سریع السیر به کلن آمدم. متاسفانه به دلیل شلوغی پروازها در این ایام تعطیلات و منظم نبودن فرودگاه چمدان من به موقع نرسید و برای از دست ندادن قطار ناچار شدم به کلن بیایم و در اینجا فرمی پر کردم و قرار است در اسرع وقت چمدانم را برایم بفرستند. به قول یکی از دوستان این سفر آلمان من و اتفاق های آن را باید نوشت چون خواندنی است. از از دست دادن پرواز هفته ی گذشته بگیر تا چمدان امروز و تا آخر سفرم خدا به خیر بگذراند.
یکی از برنامه های این سفر دیدار با دفتر وزیر امور خارجه آلمان و ارائه ی گزارشی از وضعیت نقش حقوق بشر دگرباشان در ایران و تلاش برای بهبود وضعیت پناهجویان دگرباش ایرانی در آلمان است.
همچنین آریا ایران آرا که در شورای حقوق بشر همجنسگرایان ایرانی با هم همکار هستیم را ملاقات خواهم کرد و مانی زانیار همکار دیگرمان در شورا نیز از هلند به آلمان سفر خواهد کرد و یک جلسه ی حضوری شورا را در اوایل ژآنویه در برلین برگزار خواهیم کرد. تلاش خواهم کرد برای آریا و مانی هم اجازه ی ملاقات با وزیر بگیرم و همراه با هم در جلسه حاضر شویم.
چنیدن جلسه ی دیگر هم با سازمان های دگرباشان آلمان و مسئولین حزب سبزهای آلمان دارم و امیدوارم که همه چیز به خوبی بگذرد.

کریسمس و دگرباشان مسیحی

امروز روز کریسمس است. تولد عیسی مسیح را به تمام پیروانش به خصوص دگرباشان مسیحی ایرانی تبریک می گویم و بهترین ها را برای آنها آرزومندم. یکی از دوستان ایمیلی برای من فرستاده بود و نوشته بود که می دانم کریسمس مال ما نیست اما بد نیست به هر بهانه ای برای همدیگر آرزوی خوشحالی و سلامت کنیم. دقیقن همینطور است.

ازدواج همجنسگرایان در مکزیک هم قانونی شد

دیروز پارلمان مکزیک در شهر مکزیکو سیتی ازدواج همجنسگرایان را قانونی اعلام کرد و مکزیک را تبدیل به اولین کشور امریکای جنوبی کرد که نه تنها ازدواج را برای همجنسگرایان قانونی و برابر با ازدواج زن و مرد می داند بلکه حق فرزند خوانده گرفتن را نیز برای زوج های دگرباش قائل می شود.
تا به حال هلند، بلژیک، اسپانیا، کانادا، انگلستان، آفریقای جنوبی، سوئد، نروژ، مکزیک و چند ایالت در امریکا ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت شناخته اند

صفحه ی هفدهم دفترچه ام

امروز امتحانات پایان ترم تمام شد و برای چند هفته به مناسبت کریسمس و سال نو تعطیل هستیم. تصمیم داشتم یک سری از کارهای عقب افتاده را در این مدت انجام دهم که نشد و برنامه هایم عوض شد. در این چند روز باید به آلمان بروم. سفری از پیش برنامه ریزی نشده بود به همین خاطر باز کارهای عقب افتاده خواهد ماند.
فرخ سردبیر جدید ندا هم مشغول تهیه مطالب است و واقعن از جان و دل کار می کند. این شمار ی ندا اولین سالگرد تولدش خواهد بود و زمانی که در آلمان هستم آن را تکمیل و منتشر خواهیم کرد. چنانچه مورد فوری ای بود می توانید برایم ایمیل بزنید.

بیانیه ی سازمان دگرباشان ایرانی در ارتباط با جرایم جنسی (یازدهم دسامبر2009)

لینک به منبع: http://www.irqr.net/Persian/082.htm
ملت سبز ایران

در طول سال ها تلاش سازمان ها و شخصیت های مدافع حقوق بشر، یکی از موانع بر سر راه محکوم کردن حکومت اسلامی ایران در صحنه ی بین الملل اتهامات کاذبی است که هر یک از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران با آن روبه رو می شوند. با افزایش این عمل سازمان دگرباشان ایرانی وظیفه ی خود می داند که بر حسب تجربه چندین ساله ی خود، توجه همگان را به این گونه اعمال جلب کند. وادار کردن فعال دانشجویی شهیر، جناب آقای مجید توکلی به پوشیدن لباس زنانه، توجه بیش از پیش به این رویه را می طلبد.

حکومت ایران برای اقناع جامعه ی جهانی و هسته ی حامیان خود در یک زمان، خود را نیازمند آن می داند که برای هر مخالف تعدادی اتهام برای مصرف داخلی و تعدادی اتهام برای مصرف خارجی ایجاد کند. سازمان دگرباشان ایرانی بارها با این عمل دست به گریبان بوده است. بسیاری از افراد که به اتهام روابط همجنس گرایانه محاکمه و اعدام شده اند با اتهامات موازی مانند تجاوز و… رو به رو بوده اند. اعدام «به جرم لواط» در ایران توجیه می شود ولی برای جامعه ی بین الملل که چنین عملی را تحمل نمی کند «تجاوز و…» انعکاس می یابد.

سازمان دگرباشان ایرانی گزارشاتی دریافت کرده است که در ماه های اخیر بسیاری از فعالان سیاسی زیر پوشش «جرایم جنسی» تحت پیگرد قرار گرفته اند. این اتهامات با توجه به ساختار ارزشی جامعه ی ایرانی جلب توجه نمی کنند و با این رویه تمامی حقوق متهم به راحتی و بدون ایجاد حساسیت اجتماعی نقض می شود.

در عین حال، حاکمان ایران که نسبت زنانگی را برای مردان «ننگ» می دانند از این روش برای ترور شخصیت افراد استفاده می کنند. مورد آقای توکلی تنها یک نمونه از این شکل ترور شخصیت است.

باید توجه داشت که اکثریت جامعه ی ایرانی با این حرکت از ارزش ایشان چیزی کاسته نمی بینند و تنها به این نتیجه خواهند رسید که زندگانی ایشان چنان پاک پیش رفته است که برای تخریب ایشان به چنین ابتکاراتی نیاز افتاده است.

با این حال سازمان دگرباشان ایرانی استفاده از جنسیت به عنوان سلاح را، چه به این شکل و چه به شکل تجاوز در کهریزک (که هر دو مسبوق به سابقه بوده اند) را برای سلامت کلّیت جامعه خطرناک می بیند و نیاز می داند که تمامی گروه ها در برابر این اعمال با تمام توان موضع بگیرند که نسل های آینده ی کشور ما نیازمند جامعه ای سالم و به دور از خطرات (عمداً ایجاد شده) است. در شرایطی که به نظر می رسد حاکمان ایران عواقب بسیارخطرناک کارهای خود را درک نمی کنند، تلاش قاطع سازمان های سیاسی و حقوق بشری برای حفظ سلامت روانی نسل های آینده بیش از پیش لازم می نمایند.

سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR)

یازدهم دسامبر 2009 – تورنتو

http://www.irqr.net

info@irqr.net

صفارهرندی: شما مجبور شدید گوگوش و سروش را عضو خود کنید و افتخارتان این است که همجنس‌بازها با شما هستند، فارس

به گزارش خبرگزاری فارس محمدحسین صفارهرندی بعد از ظهر امروز در جمع دانشجویان بسیجی و همچنین دانشجویان حامی موسوی اظهار داشت: جنبش دانشجویی هویتی از جمله آزادگی، استقلال، آگاهی، انقلابی بودن، مردمی بودن، عدالتخواه بودن، ایران دوست بودن و ضد استکبار و استبداد بودن و … دارد.

وی افزود: باید از انقلاب جنبش دانشجویی مشخصاتی مانند اسلام‌گرایی و ضد شوروی و امریکا بودن و … را نیز پیدا کرد و این جنبش تجربه یک انقلاب واقعی که مشابه آن را تا کنون نداشته‌ایم، دارا است.

صفار هرندی تصریح کرد: مرزبندی با جریاینات ضد انقلاب، لیبرال، سرمایه‌داری وابسته، مرزبندی با جریانات متحجر، لائیک، سکولار از دیگر مشخصه‌های جنبش دانشجویی است و این جنبش سرآمد تمامی جریانات وفادار به نظام جمهوری اسلامی بوده است
صفارهرندی خطاب به دانشجویان حامی جنبش سبز موسوی افزود: اعلام کنید که هیچ نسبتی با آن افتخارات جنبش دانشجویی ندارید و شما در هیچ‌کدام از این افتخارات شریک نیستید، به شرطی که از این به بعد این افتخارات را به نفع خود مصادره نکنید.

وی تصریح کرد: شماهایی که از جمهوری اسلامی خجالت می‌کشید، چرا در ساز و کارهای قانونی جمهوری اسلامی شرکت می‌کنید و کسی که جمهوری اسلامی را به جمهوری ایرانی تبدیل می‌کند و آن را قبول ندارد، حق شرکت به عنوان نامزد جمهوری اسلامی را ندارد.

صفارهرندی خاطرنشان کرد: کسانی فریب‌کار هستند که راهنمای چپ را می‌زنند و به راست می‌پیچند و فریب‌کار آن کسی است که سه روز قبل از انتخابات دم از قانون‌گرایی می‌زند، اما وقتی که نتیجه انتخابات معلوم می شود آن را قبول ندارد و قانون را زیر پا می‌گذارد.

وی گفت: اگر کسی به گذشته‌های نورانی این جنبش پشت کرده و آنها را قبول ندارد نمی‌تواند در جشن‌های مربوط به این جنبش شرکت کند و به همین دلیل می‌آید و جشن دانشجویی دیگران را به هم می‌زند.

صفارهرندی اظهار داشت: به آن بالادستی‌های شما می‌گویم که نمی‌توانید روی ارزش‌های به دست آمده از انقلاب پا بگذارید و در پستوها با آمریکا ارتباط برقرار کنید.

صفارهرندی با اشاره به بعضی دانشجویان که قصد به هم زدن نظم جلسه را داشتند، افزود: چهار سال پیش خاتمی در دانشگاه تهران به رفقای شما گفت در همه چیز انحراف ایجاد کردید و آمدید، این جلسه را نیز به هم بزنید.

وی تصریح کرد: بالادستی‌های شما، همان کسانی که به شما خط می‌دهند، روز گذشته برای فرار چادر زنانه به سرکرده بودند.

مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد: دیروز جای شما خالی بود که مشاهده کنید که مردم با چه بی‌اعتنایی به کسانی که سطل‌های زباله را آتش می‌زدند، نگاه می‌کردند و من نمی‌دانم که سطل‌های زباله چه هیزم تری به شما فروخته‌اند که دست از سر آنها بر نمی‌دارید.

وی با اشاره به دلایل کاهش افراد حامی جنبش سبز موسوی گفت: مجبور شدید، گوگوش تا سروش را عضو جنبش خود کنید و وقتی افتخار می‌کنید که همجنس بازان و بها‌یی‌ها عضو تشکیلات شما هستند.

صفارهرندی افزود: اکثر آن 13 میلیونی که به دلیل اعتقادات دینی به موسوی رای داده بودند، از این جنبش کم شدند و به آگاهی دست یافتند.

صفحه ی شانزدهم دفترچه ام

چند روز پیش برای شرکت در دادگاه یکی از دوستان به مونتریال سفر کردم. جدود چهار سال است که در کانادا زندگی می کند و در انتظار نتیجه گرفتن پرونده اش بوده است. از زمانی که از ایران خارج شد نه ماه طول کشید تا به کانادا رسید و با پنج پاسپورت از هشت کشور عبور کرد. بارها دستگیر و زندانی شد تا بالاخره رسید و تا به حال منتظر بود. این همه فشار نتیجه ی خودش را گذاشته بود و از نظر روجی کاملا پریشان شده بود. آدرس ها را گم می کرد. حرف هایش نیمه کاره به فراموشی سپرده می شد و در دادگاه از ترس و اضطراب دستانش می لرزید و آنها را مجکم گرفته بود تا کسی نفهمد اما من می دیدم. کنار دستش نشسته بودم و وکیل او در دقیقه های کوتاه تنفس مدام تاکیید می کرد که خونسرد باشد و خودش را کنترل کند. قاضی خوبی هم داشت و خیلی آرام و با طمانینه به حرف هایش گوش می کرد. دادستان نیز کمی استرس داشت و نمی دانست چطور باید به اصطلاح گیر بدهد و در آخر گفت من قانع هستم. قرار است تا چند هفته ی دیگر به او جواب بدهند و می دانم که این چند هفته برای او سریع نخواهد گذشت.

سوالی که مدام از خودم می پرسیدم این بود که چرا باید فردی آنقدر تحت فشار باشد که این همه سختی را تحمل کند و کی آین فشارها و سختی ها تمام خواهد شد؟

صفحه ی پانزدهم دفترچه ام

آقا تورو خدا، لااقل بهمون بگین چی شده؟ واسه چی همه وسایل پسرمو می برین؟ مگه چه کار کرده؟
اینها حرفهای مادری است که صبح سوم مهر ماه پسرش از خانه خارج شده و دیگراو را نمی بیند. از روی ناچاری با پسرش تماس می گیرد» پسرم خونه نیا اومدن ریختن تو خونه همه چی تو بردن یه جا برو قایم شو، باهامون تماس بگیر تا بهت بگم چی کار کنی، خدا پشت و پناهت»
جرم، در ابتدا فقط تبلیغات بر علیه نظام جمهوری اسلامی و شرکت در تظاهرات بوده ولی پس از گوش دادن به مکالمات تلفنی او با دوست پسرش در کانادا جرمی سنگین و مجازاتی سنگین تر در انتظار اوست…
بعد از گذشت چند روز در بلا تکلیفی توام با ترس، با دادن رشوه به یکی از مامورین در فرودگاه از ایران به مقصد کوبا خارج میشود که شاید از آنجا به مقصد نهایی یعنی کانادا در کنار دوست پسرش که چند سال از زندگیشان را باهم سپری کرده اند برسد. به جایی که نه او را برای شرکت در تظاهرات، برای گرفتن حق خود و نه برای ابراز علاقه به یک هم جنس خود مآخذه نکرده و محکوم به مرگ نکنند. از هاوانا به مکزیک، از مکزیک به سائو پاولو… در میان راه قاچاقچیان انسان هم او را تنها گذارند. تنها با پاسپورت جعلی در فرودگاه سائو پاولو سعی می کند شرایط را برای یکی از مامورین پلیس توضیح دهد شاید او بتواند کمکی به او بکند ولی تمام تلاش او تا کنون بی فایده بوده…
در صحبتهایی که با دوست پسرش میلاد در تورنتو داشتم ضمن ابراز نگرانی از وضعیت روحی و جسمی ادیسون توضیح داد که (او) در حال حاضردر فوردگاه سائوپاولو در بازداشت پلیس است و برای مدت چهار روزاست که به اعتصاب غذا دست زده. بعد از صحبتهایی که با پلیس فدرال برزیل انجام دادیم به ما گفتند که ما نمی توانیم ادیسون را به عنوان پناهنده قبول کنیم و طبق مسیری که به اینجا آمد ابتدا به مکزیک و سپس مقاصد دیگر عودت خواهد شد. در این صورت احتمال باز فرستادن او به ایران خیلی زیاد. از طرف دیگر وکیل امور مهاجرتی و حقوقی ما در کانادا گفته است در صورتی که او در یکی از این کشورها پناهنده بشود می توانیم با کمک بعضی از سازمان های بشر دوستانه مانع از بازگشت او به ایران شویم. امیدوارم که بتوانیم کاری برای او انجام دهیم. میلاد امروز بارها به من تلفن کرد و ده ها پیامک فرستاد. آخرین آن این بود: نمی توانم بخوابم. تماس گرفتم و کمی با او صحبت کردم. امیدوارم که هر دو این دوستانمان به زودی از نگرانی رها شوند.

دوازدهمین شماره ی ندا منتشر شد

شماره ی دوازدهم نشریه ی دگرباشان ایرانی منتشر شد و می توانید آن را از وبسایت نشریه دانلود کنید: http://www.nedamagazine.net
همچنین برای اعضای سازمان ایمیلی ارسال می شود که می توانند آن را از لینک ارائه شده دانلود کنند.

روز جهانی ایدز

امروز روز جهانی ایدز است. یازده سال پیش وقتی که هجده سله بودم برای اولین بار فعالیت های اجتماعی خودم را با همکاری با مسئول کمیته ی ایدز استان فارس شروع کردم و به تدریخ یاد گرفتم که چطور باید بود و تلاش کرد. خانم دکتری که در آن زمان مسئول من بود مدارکش را از یکی از دانشگاه های امریکایی گرفته بود و می دانست که من همجنسگرا هستم و تصمیم دارم سازمانی هم راه اندازی کنم. این بود که صمیمانه به تمام سوالات من و دوستانم پاسخ می داد و راه های پیشگیری از انتقال ویروس ایدز را خصوصا در مورد دگرباشان توضیح می داد. سال ها از آن دوره گذشته است و ایدز همچنان در همان مرحله ی مبهم قرار دارد. چند روز پیش با یکی از دوستان در مورد روز جهانی ایدز صحبت می کردیم. من انتقاد زیادی دارم و مثل معمول قوانین جهانی را به چالش می کشم. سوال من این بود که چرا درمان این بیماری پس از گذشت سال ها پیدا نشده است و هنوز به عنوان یک بیماری خطراناک و تابو مطرح است و چرا اقدامات جدی ای صورت نگرفته و چرا مدام این بیماری ها مثل ایدز، آنفولانزای مرغی، خوکی و به تازگی در چین آنفولانزای سگی روی کار می آید و درآمدهای هنگفتی برای دولت ها دارد؟

بیماری ایدز تابو شده است و باید آن را از بین برد. نباید تصور کرد که اگر مسی ایدز دارد حتما کار بدی انجام داده است و انگ اجتماعی بخورد؟ ایدز داشتن همانند این است که سرطان داشته باشی و یا اینکه دریچه ی میترال قبلت مشکل پیدا کند. این هم یک بیماری مثل بقیه ی بیماری هاست. از خودمان شروع کنیم و این تابو ها را اول برای خودمان و بعد برای دوستان و اطرافیانمان از بین ببریم.

 

صفحه ی چهاردهم دفترچه ام

دیروز بالاخره بعد از کلی تلاش توانستم آکواریومم را راه بیاندازم. حدود پتنزده ماهی خیلی ناز و خوشکل هم خریدم که مثل بچه هام دوستشون دارم. وقتی به ماهی ها و حرکات اونها نگاه می کنی بعد از چند دقیقه خود به خود احساس سبکی و آرامش خواهی کرد. دیشب مدام صدای آب توی گوشم بود و فکر کنم تا صبح خواب دریا می دیدم.