وب نوشت های من

آرشام پارسی – فعال حقوق دگرباشان

بایگانیِ ژوئن, 2010

خبر کشته شدن امیر حسین در سایت سبز لینک

در حال حاضر با جند سازمان در تلاش هستیم تا خبرهای بیشتری از ساری جمع آوری کنیم و هم اکنون دوست و هکار عزیزم حسین علیزاده از سازمان جهانی حقوق بشر دگرباشان خبری را برای من ارسال کرد که در اینجا نیز برای اطلاع عموم منتشر می شود:

«این مطلب رو یکی از دوستانم در ساری به من گفت: ماموران نيروي انتظامي شهرساري در روز 6 يا 7 خرداد يك جوان به اسم امیر حسین کوه زادی را كشته اند. به جرم پوشيدن لباس آستين كوتاه نيرو هاي انتظامي تا سرحد مرگ او را زده اند و طحالش پاره شده و مرده است. در حال حاضر اين خبر در ساري پيچيده است و دولت از ترس شلوغ شدن شهر جنازه را هنوز تا امروز براي دفن كردن تحويل نميدهد.»

لینک: http://www.sabzlink.com/story/4884/

Advertisements

فوری – درخواست عمومی

دوستان عزیز دگرباش،
خبر احتمال اعدام سه همجنسگرا را تا به حال شنیده اید. حتما خبرهایی که در سال های قبل نیز مخابره شده است را نیز شنیده اید. واقعا تاسف آور است و همه ی ما از شنیدن این خبرها ناراحت می شویم و این ناراحتی نه تنها برای خبرهای مربوط به دگرباشان است بلکه اعمال شکنجه و اعدام اساسا کاری شنیع و بدور از انسانیت است.

این خبر را نیز بر روی فیس بوک منتشر کردم و یکی از دوستان کامنت حالبی گذاشته بود که فلان گروه دگرباشان که مرکزش در فلان کشور است این خبر را رد می کند چون کسی این خبر را نشنیده است و این خبر حقیقت ندارد زیرا هیچ مرجع قانونی نیز تا به حال این خبر را تایید نکرده است.

امروز با یکی از دوستان خوبم در داخل ایران زمانی که از من خواسته بود این خبر را تایید کنم، صحبت کردم و لازم دیدم توضیحاتی را در اینجا برای اطلاع عموم بنویسم و از همه یک درخواست داشته باشم.

کاملا منطقی و درست است که اخباری که منتشر می شود با سند و مدرک باشد و بتوان آن را اثبات کرد. اما همه ی ما می دانیم که معمولا نه تنها اینگونه اخبار بلکه اخباری که توسط دوربین ها ثبت و در سرتاسر دنیا نیز مخابره شده است نیز توسط مقامات دولتی انکار می شود پس در این مورد بخثی نداریم.

برخی از دوستان به من خبر داده اند که کسی این خبر را نشنیده است و آیا این خبر صحت دارد؟ در پاسخ باید گفت که خود شخص من نیز در تماس های یکه داشته ام با افراد زیادی مواجه شده ام که اصلا خبری در این مورد نداشتند و هیچ خبری نشنیده بودند اما کسانی هم بوده اند که این خبرها را شنیده اند. حال من نوعی باید چطور تصمیم بگیرم. چون عده ای نشنیده اند پس حقیقت ندارد؟ و چون عده ای شنیده اند پس حتما حقیقت دارد؟

در چنین مواردی باید جانب احتیاط را گرفت و امیدوار بود که این اخبار حقیقت نداشته باشد و کسی جانش را به دلیل گرایش جنسی اش از دست ندهد. یکی از آرزوهای من این است که رضا و علیرضا با ما تماس بگیرند و بگویند که مشکل آنها حل شده و آزاد شده اند. اما وطیفه ای که ما به گردن داریم بسیار مهمتر از این آرزوهاست. همانطور که در متن خبر اشاره شده است در حال حاضر در تلاش هستیم که خبر های بیشتری از این موارد به دست بیاوریم. علاوه بر این گزارش ها موارد دیگری از ضرب و شتم دگرباشان به خصوص در تهران نیز به دست رسیده است که در حال بررسی هستیم.

از تمام دوستان درخواست می کنم که اگر خبرهای بیشتری دال بر صحت این اخبار دارند برای ما ارسال کنند و حتی اگر خبرهایی در نقض این اخبار در دست دارند نیز حتما برای ما ارسال نمایند چون یکی از راه های بررسی صحت و سقم این اخبار بررسی اخبار مخالف آن است که ببینیم آیا تمام شواهد دال بر غیرواقعی بودن خبرها با هم شبیه هستند یا نه. صرفا با استناد به اینکه من این خبر را نشنیده ام نمی توان در صحت خبرهای شنیده شده شک کرد. زمانی می توان به جمع بندی بیشتری برسیم که مثلا تعدادی از جاهای مختلف خبر دهند که مثلا علیرضا را دیروز در فلان جا دیده اند و او توضیحاتی در این باره به آنها داده است. یا مثلا خبرهایی از افراد مختلفی به دست برسد که گویای تناقض با خبرهای موجود باشد.

باز باید تاکید کنم که نشنیدن این اخبار دلیل بر غیر واقعی بودن خبر نیست چون تا صبح روز اعدام ماکوان مولودزاده نیز وجود چنین فردی انکار می شد و یا هنوز در مورد نعمت صفوی اخبار ضد و نقیضی وجود دارد و یا حتی در ارتباط با اعدام دو نوجوان مشهدی نیز هنوز بعد از گدشت این همه سال اخبار مختلفی به گوش می رشد. هنوز خیلی ها نشنیده اند که همجنسگرایان چه مشکلاتی دارند. هنوز خیلی ها نمی دانند که زیرزمینی زندگی کردن یعنی چه، هنوز خیلی ها خیلی چیزهایی که ما از آنها رنج می بریم را نمی دانند.

بنابراین اگر هرگونه خبری دال و یا علیه این اخبار دارید برای ما به آدرس info@irqr.net ارسال کنید. اطلاعات شما کاملا محرمانه خواهد ماند.

آرشام پارسی

احتمال حکم اعدام برای سه همجنسگرای ایرانی

سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR) به تازگی اخباری دریافت کرده است که حاکی از احتمال حکم اعدام برای سه همجنسگرا و قتل یک دوجنسگرا در شهر ساری است. همکار سازمان در ساری اینچنین گزارش می دهد:

رضا، 23 ساله و علیرضا، 28 ساله با هم دوست پسر بودند و در یک آپارتمان اجاره ای کوچک در شهر ساری زندگی می کردند. علیرضا در دفتر معاملات املاکی پدرش کار می کرد و رضا بیشتر در خانه بود زیرا معمولا توسط افراد محله مورد تمسخر و فشار قرار می گرفت. خانواده ی آنها به شدت مخالف گرایش جنسی و ارتباط آنها با هم و به خصوص زندگی مشترکشان بودند.

در ششم خرداد 1389 نیروهای امنیتی به منزل رضا و علیرضا هجوم می آورند و آنها را به اتفاق چند نفر از میهمانشان دستگیر می کنند. همچنین کامپیوتر آنها به همراه چند مدارک شخصی دیگر با هدف یافتن شواهدی دال بر گرایش جنسی آنها مصادره می شود. میهمانان بعد از گذشت چند روز و با شهادت وجود رابطه ی عاشقانه بین رضا و علیرضا آزاد می شوند. همچنین اطلاعاتی از طریق میهمانان به دست آمده است که خانواده ی رضا یا علیرضا از شکایت داشته اند.

رضا و علیرضا به دادگاه انقلاب ساری واقع در بلوار ارتش منتقل می شوند و خبر تایید شده ای از حکم آنها تا به حال به دست نیامده است اما خبرها حاکی از صدور حکم اعدام آنها دارد.

همچنین در خردادماه 1389، حمید، چهل ساله و یکی از افراد سرشناس بازار ساری پس از تماس همسرش با پلیس، به دلیل ارتباط با یک پسر هفده ساله دستگیر می شود. حمید به تحمل 74 ضربه شلاق محکوم می شود و خبرهایی نیز از صدور حکم اعدام او نیز به دست رسیده است اما متاسفانه هیچ خبری از پسر هفده ساله در دسترس نیست.

امیرحسین، 23 ساله که دوستانش او را دوجنسگرا معرفی می کردند در اواسط خرداد ماه 1389 در حالی که با دوست دخترش شام می خورد توسط نیروهای بسیج دستگیر و به پایگاه مقاومت منتقل شد و متاسفانه در اثر ضرب و شتم زیاد در همان مکان جان باخت.

سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR) با محکوم کردن دستگیری و شکنجه ی دگرباشان ایرانی توسط نیروهای امنیتی از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد که به این گونه فشارهای اجتماعی-حقوقی و تجاوز به حقوق فردی افراد خاتمه دهد.

همچنین از سازمان های جهانی به ویژه عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر درخواست می شود که سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR) را در انجام تحقیقات تکمیلی یاری کنند.

آرشام پارسی

سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR)

غلط

یکی از دوستان می گفت:
«بعضی از آدم ها یک کتاب هستند و برخی آدم ها یک برگه. عده ای سعی می کنند غلط ها را پیدا کنند. در کتاب دو غلط پیدا می کنند و در کاغذ هم دو غلط.»

نسخه ی کپی

خیلی ها بر این تصور هستند که کپی برابر اصل است. شاید قبلا اینطور بوده است اما دیگر شاید صد در صد مصداق نداشته باشد. خیلی وقت ها کپی ها نه تنها برابر با اصل نیستند بلکه خنده دار هم هستند. باید یاد بگیریم که کپی نکنیم و هر کدام از ما خودمان یک نسخه ی اصلی باشیم. حداقل صبر کنیم یک روز از انجام کار اصلی بگذرد و شروع به کپی کردن کنیم.

دوستان عزیزی که مایل هستید از همجنسگرایان حتی برای اهداف شخصی خودتان دفاع و حمایت کنید: لطفا سعی کنید که خلاقیت داشته باشید و کاری کنید که واقعا کمک باشد نه اینکه دنبال سر دیگر فعالان راه بیافتید و هر کاری که کردند از آنها تقلید کنید. یادمان نرود که بار کج هیچوقت به منزل نمی رسد.

شاید این پست برای خیلی ها مبهم باشد اما آن کسی که باید، خواهد فهمید.

برنامه ی یازدهم: همجنسگرا ستیزی

http://www.youtube.com/watch?v=NppovBXoD1Q

برنامه ی دهم: همجنسگرا یا همجنس باز